|
۸ آذر ۱۳۹۰ ساعت: ۱۲:۵۴ ق.ظ
با قاعدین فتنه چه باید کرد؟
این روزها که دو سال و دو ماه از این کوس علنی جنگ و صف کشی اسلام و کفر گذشته است، بی هنران دیروز، مدعیان پر سر وصدای امروز شده اند. چه باید کرد؟ قاعدین و ساکتان فتنه تلخ و سخت 88، گردن افراشته اند و بدون آن که نسبت به مواضع دشمن شاد کن و تضعیف کنندهشان ندامت و انتباهی داشته باشند، در پی بهدست گرفتن مصادر امور سیاسی جریان منتسب به حزب الله هستند.
مجید بذرافکن
فتنه ۸۸ به بهانه نتیجه انتخابات ۸۸ رونمایی شد. ماجراهایی که ریشه در بیست و اندی سال قبل داشت. حسادتها و حقدهای روان شناختی نسبت به عزیزان انقلاب اسلامی با هوشمندی و بسترسازی دقیق دشمن پروژه ای را کلید زد که در اوان خود، هدف گیری اصلیاش را در ضدیت با اصل نظام اسلامی را برملا نساخته بود.
در این میان، عده ای از دوستان جاهلانه و برخی عالمانه قد و اندازه فتنه و این کودتای سیاسی- رسانه ای را کوچک شمردند. اما رهبری در نمازجمعه تاریخی پس از انتخابات، داهیانه و مؤمنانه این غبار نوخاسته را رمزگشایی کردند و با “دوست و دشمن” و “غافل و جاهل” اتمام حجت کردند.
روزهای پیاپی فتنهی “فکری- فرهنگی” و “سیاسی- اجتماعی”، جمهوری اسلامی را دچار چالش و خسارت می کرد. حتی زمانی که روز قدس علیه شعارهای اصیل انقلاب اسلامی در حمایت از فلسطین دهن کجی و بی حرمتی شد، برخی نطق ها کور و بعضی گوش ها کر شده بود. دسته ای از نخبگان و صاحبان نفوذ سیاسی اجتماعی خودی با دلخوری قبلی از کاندیدای منتخب انتخابات دهم، مهر سکوت بر لب نهادند و یا با اظهارات دوپهلو سعی در حفظ جایگاه خویش داشتند.
رهبر عظیم القدر انقلاب اسلامی نیز درخواست های مکرر خود بر انجام روشنگری و شفاف سازی از این دست نخبگان به تلخی انتقاد کردند و از نادیدن دندان های به هم فشرده دشمن در جمع شعرای کشور شقشقیه ای زدند: «جنگ نرم؛ راست است، این یک واقعیت است؛ یعنى الان جنگ است. البته این حرف را من امروز نمیزنم، من از بعد از جنگ – از سال ۶۷ – همیشه این را گفتهام؛ بارها و بارها. علت این است که من صحنه را مىبینم؛ چه بکنم اگر کسى نمىبیند؟! چه کار کند انسان؟! من دارم مىبینم صحنه را، مىبینم تجهیز را، مىبینم صفآرایىها را، مىبینم دهانهاى با حقد و غضب گشوده شده و دندانهاى با غیظ به هم فشرده شده علیه انقلاب و علیه امام و علیه همهى این آرمانها و علیه همهى آن کسانى که به این حرکت دل بستهاند را؛ اینها را انسان دارد مىبیند، خب چه کار کند؟…» بیانات در دیدار جمعى از شعرا. ۱۳۸۸/۰۶/۱۴
این روزها که دو سال و دو ماه از این کوس علنی جنگ و صف کشی اسلام و کفر گذشته است، بی هنران دیروز، مدعیان پر سر وصدای امروز شده اند. چه باید کرد؟ قاعدین و ساکتان فتنه تلخ و سخت ۸۸، گردن افراشته اند و بدون آن که نسبت به مواضع دشمن شاد کن و تضعیف کنندهشان ندامت و انتباهی داشته باشند، در پی بهدست گرفتن مصادر امور سیاسی جریان منتسب به حزب الله هستند.
چه باید کرد؟
دغدغه خلوص صف انقلاب و جبهه خودی، دغدغهی اصیل و شریفی است که مدتی موج آفرینی های جدی خود را تا تجمع جلوی مجلس شورای اسلامی کشاند. اما مدتی است این انگیزهی حق، فرو کش کرده است.
صدر اسلام زمانی که کوس جنگ تبوک نواخته شد. رسول خدا صلوات الله علیه آماده خروج از مدینه برای سفری دراز در فصلی گرم به سمت مرزهای شمالی مملکت اسلامی شدند. بالتبع از همه مسلمانان مستعد و توانمند بر جنگیدن یاری طلبیدند و آنان را برای حضور در عرصه جهاد فی سبیل الله تشجیع و تحریض کردند.
در این میان، عده ای با عذر و بهانه از رفتن به جنگ خودداری کردند. سوره توبه آیات ۸۱ تا ۹۶ این ماجرا را به اختصار آورده است و از منافقانی یاد کرده که به دنبال شکستن عزم و اراده مؤمنان از پیوستن به صف مجاهدان پرهیز داشته اند. عتاب و وعده عقاب دنیوی و اخروی، آتیه ای است که قرآن برای قاعدین فتنه تصویر می کند.
اما رفتارشناسی منافقان بعد از پایان جهاد و معرکه از زبان قرآن خواندنیتر است:
«یعتذرون إلیکم اذا رجعتم الیهم قل لا تعتذروا لن نؤ من لکم قد نبانا الله من اخبارکم و سیرى الله عملکم و رسوله ثم تردون الى علم الغیب و الشهادة فینبئکم بما کنتم تعملون (۹۴) (و) چون بازگردید نزد شما عذر آورند، بگو عذر میآورید که ما هرگز شما را تصدیق نمى کنیم، خدا ما را از اخبار شما خبردار کرد، و به زودى خدا عمل شما را مى بیند، و رسول او نیز، آنگاه به سوى داناى غیب و شهادت بازمى گردید، پس شما را به آنچه مى کردید، خبر مى دهد. (۹۴)
سیحلفون بالله لکم اذا انقلبتم الیهم لتعرضوا عنهم فاعرضوا عنهم انهم رجس و ماوئهم جهنم جزاء بما کانوا یکسبون (۹۵) به زودى همین که به سوى ایشان بازگردید، برایتان به خدا سوگند مى خورند تا از ایشان صرفنظر کنید، و شما از ایشان صرفنظر کنید که ایشان پلیدند، و جایشان به کیفر آنچه مى کردند، جهنم است. (۹۵)
یحلفون لکم لترضوا عنهم فان ترضوا عنهم فان الله لا یرضى عن القوم الفاسقین (۹۶) برایتان سوگند مى خورند تا شما از ایشان راضى شوید، و به فرضى که شما از ایشان راضى شوید، خدا از مردم عصیانگر فاسق راضى نمىشود. (۹۶)»
به صورت کاملاً عینی، سوره توبه رفتار سیاسی پیغمبر در توبیخ این دسته از منافقان را بدینسان بیان می کند که وقتی سه نفر از واماندگان از جنگ بعد از مراجعت رسول الله صلوات الله علیه و آله به خدمت ایشان رسیدند، با قهر و رویگردانی “صاحب خلق عظیم” مواجه شدند. به گونه ای که:
«وَ عَلَى الثَّلاثَةِ الَّذینَ خُلِّفُوا حَتّى إِذا ضاقَتْ عَلَیْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَیْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَ ظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاّ إِلَیْهِ ثُمَّ تابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُوا إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوّابُ الرَّحیم» و [نیز] بر آن سه تن که بر جاى مانده بودند، [و قبول توبه آنان به تعویق افتاد] تا آنجا که زمین با همه فراخى بر آنان تنگ شد و از خود به تنگ آمدند و دانستند که پناهى از خدا جز به سوى او نیست . پس [خدا] به آنان [توفیق ] توبه داد، تا توبه کنند بى تردید خدا همان توبه پذیر مهربان است. سوره توبه آیه ۱۱۸
این جنگ و آن جنگ، این قاعدین فتنه و آن دوری گزینندگان از جهاد، چه کسی می تواند از حضرت ختمی مرتبت در عفو و رحمت سبقت بگیرد؟
قهر و سخت گرفتن بر ساکتان فتنه، پیش کش، لطفاً آنها را بر تارک نام اسلام و انقلاب ننشانید!
افسران جنگ نرم؛ نکند سرگرم شدن به یک جبهه، موجب دور خوردن در جبهه های جدی تر و خطرناک تر شود!
|
نظرات کاربران:
1- گزینه های ستاره دار الزامی هستند.2- ایمیل شما محرمانه خواهد بود.