|
چندى پیش رسانه ها از حسینیان یك پیش بینى انتخاباتى منتشر كردند كه وى بجد خبر از پیروزى قاطع احمدى نژاد در دور اول انتخابات ریاست جمهورى داده بود. این اظهار نظر كه محمل بحث ها و گفت وگوهاى فراوانى شد، موجب گردید كه منطق این پیش بینى را از او جویا شویم. حسینیان در این گفت وگو با صراحت و اعتماد به نفس همیشگى بر آنچه قبلاً اظهار كرده بود پاى فشرد و دلایل خویش را بر آن ضمیمه نمود. او همچنین قضاوت خود را در خصوص سایر كاندیداهاى مطرح انتخابات پیش رو از جمله میرحسین موسوى ارائه كرد. چندى قبل یك پیش بینى انتخاباتى از قول شما منتشر شد با این مضمون كه آقاى احمدى نژاد در دور اول انتخابات، با راى قاطع پیروز مى شود.اگر این خبر صحیح است، برآورد شما بر چه اساسى است؟ بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. بله اصل خبر درست است و نظر من هم همین است كه آقاى احمدى نژاد در دور اول انتخابات با آراى بسیار بالایى به پیروزى خواهد رسید. ادله فراوانى براى این سخن دارم. یكى عملكرد مثبت دولت نهم است. دولت نهم به شكل بسیار عمیق و صحیح، تبعیضى را كه توجه به شهرهاى بزرگ كشور به وجود آورده بود، شكست و یك نوع عدالت جغرافیایى را در اقتصاد و توسعه ایجاد كرد. قطعا مردم شهرهاى مختلف، این عملكرد را به خوبى مى بینند و در انتخابات قدردان زحمات دولت نهم خواهند بود. علاوه بر این، دولت نهم در سیاست خارجى موفق بود. ما فراموش نمى كنیم كه در دولت هشتم، عده اى به شدت نگران حمله امریكا بودند و در حال وحشت به سر مى بردند و برخى از كارگزاران ما دست هایشان را بالا گرفته بودند و آماده تسلیم شدن بودند؛ اما سیاست مقتدرانه آقاى احمدى نژاد، نه تنها دشمن را خلع سلاح كرد، بلكه ایشان به دلیل موضع تهاجمى در صحنه بین المللى، به شدت دشمن را در موضع انفعالى قرار داد و بار دیگر عزت و غرور انقلابى ملت ایران را به رخ جهانیان كشید. جوان هاى ما به دلیل اینكه در این دوره، غرور ایرانى و انقلابى خود را به وضوح احساس كرده اند، قطعا در انتخابات به نفع آقاى احمدى نژاد به صحنه خواهند آمد. گذشته از این، دولت با توجه به اینكه جلوى بسیارى از بى بندوبارى هاى فكرى و عملى را گرفت و با بازخوانى دوران حاكمیت هاى قبلى، بار دیگر گفتمان دینى و ارزش هاى اسلامى را برقرار كرد، مردم مذهبى قدردان آقاى احمدى نژاد خواهند بود و قطعا رویكرد آنان در انتخابات به سوى آقاى احمدى نژاد است. در مسائل اقتصادى هم با توجه به شعار عدالت محورانه آقاى احمدى نژاد كه بسیارى از خانواده هاى مستمند،این را به خوبى درك كرده و در امكانات دولتى سهیم شده اند، قطعا قدر این اقدام را خواهند دانست و ابراز خواهند كرد. قبل از دولت نهم، گروه حاكم به تدریج به سوى نوعى اشرافیت حركت مى كرد. آقاى احمدى نژاد مانع از پیشرفت این انحراف شد و بار دیگر حاكمانى از جنس مردم و از میان مردم و مانند مردم حاكمیت یافتند. حاكمیت به خدمت و نوكرى مردم تبدیل و از فاصله بین دولت و ملت كاسته شد. مردم این را به خوبى درك مى كنند، لذا مجموعه عملكردها و آنچه انسان در بیرون مشاهده مى كند و نتایجى كه نظرسنجى هاى مختلف نشان مى دهند، بیانگر آن است كه ان شاءالله و به لطف خدا،آقاى احمدى نژاد در دور اول با راى قاطعى به پیروزى خواهد رسید.
علاوه بر منطقى كه گفتید آیا این نتیجه گیرى بر اساس استنباط شخصى شما به دست آمده یا مبتنى بر نظرسنجى هاى گوناگون است؟ بر مبناى نظرسنجى هاى مختلفى است كه سازمان هاى مختلف انجام داده اند و من همه آنها را دیده ام. همه این نظرسنجى ها نشان مى دهند كه راى آقاى احمدى نژاد بسیار بالاتر از رقباى اوست.
مطالبى كه فرمودید تقریبا براى همه كسانى كه به آقاى احمدى نژاد وفادار مانده اند، روشن است، اما بعضى چهره ها اینگونه تحلیل نمى كنند و حتى اگر شرایط را به همین نحوى كه شما مى گویید، ببینند حاضر به گفتن این سخنان نیستند. چه شد كه در میان سیاستمداران، شما همچنان با جدیت و قاطعیت از احمدى نژاد حمایت مى كنید، بى آنكه رابطه كارى هم بین شما برقرار باشد.
من نظر خودم را عرض مى كنم، در عین حال كه نسبت به قسمت اول سوال شما نظر هم دارم. چیزى كه من به آن معتقد هستم این است كه همه انسان ها قابل نقد هستند، زیرا همه در معرض اشتباه هستند، اما آن چیزى كه باید مبناى ارزیابى ما قرار بگیرد، سمت و سو و جهت یك دولت است. در مورد اشخاص هم همین طور است. اگر سمت و سو و جهت گیرى یك دولت بر مبناى ارزش ها، اسلام، انقلاب و مردم باشد، اشتباهات و لغزش ها قابل پوشش و چشم پوشى اند؛ بنابراین ما نباید بعضى از نقاط ضعف و اشتباهات و لغزش ها را بزرگ و بر اساس آنها تصمیم گیرى كنیم. ما باید بر اساس فرموده قرآن: «كل یعمل على شاكله»، شاكله و چارچوب و سمت و سو را مورد ارزیابى قرار دهیم كه در مورد دولت نهم، الحمدلله این سمت و سو، به شدت به سوى ارزش ها و گفتمان انقلاب اسلامى است. مقام معظم رهبرى هم بارها بر این نكته تاكید داشته اند. من خودم یكى از منتقدین جدى دولت بودم و سینه را سپر و از آقاى احمدى نژاد انتقاد صریح كردم، ولى انتقاد و تذكر در مورد بعضى از لغزش ها، دلیل بر این نیست كه انسان كلیت و شاكله دولت كریمه اى مثل دولت آقاى احمدى نژاد را نادیده بگیرد.
شما قبلا بیشتر انتقاد مى كردید، درحالى كه سال گذشته بیش از آنچه كه انتقاد كنید، حمایت كرده اید. آیا علتش افزایش فشار بر این دولت است؟ البته یك سال نیست. كردان براى وزارت كشور، انتقاد جدى داشتم و جدى هم انتقاد كردم، اما بعد از آن،رفتار و عملى كه خلاف باشد، ندیدم كه انتقاد كنم. همین حالا هم اگر رفتار خلافى ببینم، قطعا انتقاد خواهم كرد. در آینده هم اگر پیش بیاید همین كار را خواهم كرد. من هیچ وقت به آقاى احمدى نژاد قول نداده ام كه انتقاد نمى كنم. علاوه بر این، با توجه به اینكه متاسفانه بسیارى به دنبال تضعیف دولت آقاى احمدى نژاد هستند، در زمانى كه این فشارها زیاد مى شود، مصلحت نیست كه ما هم موضع گیرى منفى كنیم. به قول مقام معظم رهبرى: «من از همه دولت ها دفاع مى كردم و دولتى را كه بدانم مظلوم واقع مى شود، بیشتر دفاع خواهم كرد.» و این سخن، بیانگر فشارهاى مختلفى است كه بر آقاى احمدى نژاد وارد مى شود،آن چیزى هم كه دارد اتفاق مى افتد، چیزى نیست كه قابل انتقاد جدى باشد، چون فشارها زیادند، در چنین موقعیتى ما هم نباید دولت را تضعیف كنیم.
در مورد آقاى میرحسین موسوى، شما گفته بودید كه نفس افتخار ایشان به مشاورت آقاى خاتمى، دلیل بر این است كه ایشان را اصولگرا نمى دانید. برخى مى پرسند مبانى صریح اصولگرایى كدامند كه مى توان به راحتى كسى را در آن وارد یا از آن خارج كرد و از كجا معلوم كه آقاى موسوى با همه رفتارهاى آقاى خاتمى در دوران مسوولیت او، موافق بوده باشد؟ ملاك بنده براى اصولگرایى فراتر از استناد من به این جمله است. من با اصل مشاور بودن آقاى موسوى هیچ مشكلى نداشتم، چون ممكن است در یك حكومت بد هم، انسان از كسى مشاوره بگیرد. چیزى كه من به آن انتقاد داشتم، افتخار كردن به این مشاوره بود. مشاور، خوب و بد امور را مى گوید و كمك مى كند كه انسان راه اشتباه نرود، ولى افتخار كردن به مشاوره، مورد انتقاد است؛ خصوصا اینكه آقاى موسوى در دوران ۸ ساله حاكمیت به اصطلاح اصلاح طلبان كه ارزش هاى اصیل انقلاب،این همه مورد حمله قرار گرفتند، مثلاً امام مورد تخطئه قرار گرفت تا جایى كه به صراحت در روزنامه هایشان نوشتند كه امام باید به موزه تاریخ سپرده شود و حتى امام حسین (ع) و كربلا كه همه هستى و ماهیت ما برگرفته از آنها هستند، مورد بى احترامى قرار گرفتند، حتى یك كلمه علیه آن وضعیت سخن نگفت و سكوت اختیار كرد. جایى هم كه آمد و اظهارنظر كرد، به نفع مدعیان اصلاح طلبى و به ضرر اصولگرایى بود. من نمى خواهم بگویم در چه موقعیتى آمد و چگونه اصولگرایان را آزرده خاطر كرد، اما اگر لازم باشد خواهم گفت. نكته دیگر موضع گیرى هاى اخیر ایشان است. ممكن است دولتى با طرح امنیت اجتماعى مخالف باشد و آن را به صلاح كشور و مملكت نداند و بیاید و جلوى این كار را بگیرد. این، حق هر دولتى است كه بر اساس آنچه كه صلاح مى داند، عمل كند؛ اما اینكه این مساله دغدغه خاطر كسى باشد و در میان این همه معضلات، این مقوله در ذهن او اولویت داشته باشد، نشانه موضع ذاتى و ماهیت فكرى اوست. به همین خاطر بنده بر مبناى تعریفى كه خودم از اصولگرایى دارم و نه براساس تعریف دیگران،ایشان را اصولگرا نمى دانم و در عمل هم، همین موضوع دارد ثابت مى شود. ملاحظه كنید در ستادهاى انتخاباتى آقاى موسوى چه كسانى دارند فعالیت مى كنند؟ حزب مشاركت! مسوولان حزب مشاركت از مشاورین نزدیك آقاى موسوى هستند و به شدت دارند فعالیت مى كنند. بسیارى از مسائل و مصائب سیاسى و اجتماعى ما در اثر افراط كارى هاى ناشى از حاكمیت حزب مشاركت به وجود آمدند و من به عنوان یك اصولگرا از اینكه این همه تلاش و فعالیت توسط اصلاح طلبان و مشاركتى ها صورت مى گیرد تا آقاى موسوى سر كار بیاید، نگران هستم و از آن بیم دارم كه اگر ایشان به قدرت برسد، باز مشاركتى ها همان ضربه هایى را كه در فاصله ۸ سال حاكمیت خود به كشور زدند،آغاز كنند و ماجراها و جنجال هاى دیگرى در كشور به وجود بیاید. آقاى موسوى در ابتداى فعالیت انتخاباتى با گفتمان امام(ره) وارد صحنه شد اما به نظر مى رسد با شیب ملایمى از آن گفتمان فاصله مى گیرد و از این منظر دچار نوعى تناقض شده است. تحلیل شما از این تضادها چیست؟ در اینجا چند مساله مطرح است؛ یكى اینكه ما بخواهیم از دوران امام(ره) استفاده كنیم. اگر این شیوه واقعا بحق باشد، پس ما از هر كسى كه در دوران امام مورد تایید ایشان و صاحب عنوان و مقامى بوده، حق انتقاد نداریم. یا باید بگوییم هر كسى كه در زمان امام بوده، مصونیت پیدا كرده، در حالى كه ما «عدالت صحابه» را كه مورد قبول اهل سنت است، قبول نداریم و آن را نقد مى كنیم و مى گوییم ممكن است صحابه در زمان پیامبر(ص)عدالت داشته باشند، اما بعدها برخى از آنها عدالتشان را از دست بدهند.این نوع تفكر كه هر كسى كه در آن زمان از یاران امام و مورد تایید ایشان بوده، حالا هم بر ارزش هاى خود باقى مانده، تفكر غلطى است و تاریخ هم نشان داده كه بسیارى از افراد در مقطعى به ارزش هایى پایبند هستند و در طول زمان تغییر روش مى دهند و انحراف پیدا مى كنند. مساله دوم اینكه به اعتقاد من تناقض میان فكر و عمل آقاى موسوى در آن زمان و این زمان، بسیار آشكارند. امام(ره) پایه گذار مكتبى بود كه باور داشت ما نه تنها نباید در مقابل دنیا تسلیم شویم، بلكه باید پیوسته در حال تلاش براى صدور تفكرات و ارزش هاى انقلاب باشیم. به قول حضرت امام(ره) ما نه تنها نمى خواهیم این كشور تجزیه شود، بلكه مى خواهیم حكومت واحدى را هم در جهان به وجود بیاوریم. اما وقتى آقاى موسوى سخنرانى آقاى احمدى نژاد را در كنفرانس دوربان، افتضاح مى خواند، این نشانه تغییر تفكر اوست. كنفرانسى كه حتى دشمنان آقاى احمدى نژاد هم آن را فتح دیپلماتیك نامیده اند و عنوان پیروزى به آن داده اند و به هنگامى كه پیام رئیس جمهور اسلامى ایران به عنوان پیام عدالت جهانى و ضد صهیونیسم و ضد نژادپرستى مطرح و تیتر روزنامه هاى جهان مى شود و همه اذعان دارند كه منطق انقلاب اسلامى بار دیگر در جهان طنین انداز شده است، اگر كسى بیاید و این را افتضاح بداند، یا باید بگوییم از سر دشمنى است یا از سر نابخردى. كسى كه یك عمل انقلابى جهانى را كه این چنین در سراسر جهان تاثیر مى گذارد، افتضاح مى نامد، نشان تناقضاتى است كه در ادعاهاى او وجود دارد. شما در موارد گوناگونى به دولت آقاى احمدى نژاد نقد داشتید كه آن نقدها همچنان پابرجا هستند و تغییرى نكرده اند، یكى از آنها نحوه تعامل با روحانیت است. با توجه به اطلاعات و اشرافى كه بر این موضوع دارید، آیا دولت تلاشى براى از میان برداشتن این فاصله كرده است؟ ابتدا این توضیح را بدهم كه مرجعیت از دولت آقاى احمدى نژاد نگرانى ندارد. مرجعیت چه چیزى را بهتر از حاكمیت ارزش هاى دینى مى خواست؟ مرجعیت از حكومت چه انتظارى جز این داشت كه بر ارزش هایى چون استكبارستیزى و مبارزه با صهیونیسم تكیه جدى كند. قطعا مرجعیت اینها را نادیده نمى گیرد و براى اینها ارزش قائل است. حالا ممكن است انتقاداتى هم داشته باشد و این طبیعى است و قطعا باید جایگاه خاصى براى انتقادات مرجعیت قائل شد؛ مرجعیتى كه یك وقتى براى یك روز تعطیلى شهادت حضرت زهرا(ع) از دولت قدردانى مى كرد، وقتى دولتى را مى بیند كه در راستاى تحقق هر چه بیشتر اهداف اسلام گام برمى دارد، قطعا قدردان تر است. بنابراین اصل اینكه عده اى سعى دارند چنین القا كنند كه بین دولت و مرجعیت، شكاف وجود دارد، به نظر من قبل از آنكه جفا به دولت باشد، جفا به مرجعیت است، یعنى ما با چنین موضع گیرى اى، مرجعیت را تا بدین پایه پایین مى آوریم كه حب و بغضى در حد مسائل جزیى دارد. تاریخ نشان داده است كه مرجعیت ما الحمدلله بسیار عمیق تر از دیگر نهادها درباره مسائل مى اندیشد. اخیرا هم اقداماتى شده و هیاتى از روحانیون مورد قبول حوزه و دولت انتخاب و روابطى برقرار شده كه امیدوارم در دور بعد هم، این روابط، گرم تر، صمیمانه تر و عمیق تر برقرار و پیوند بین دولت و مرجعیت، جدى تر شود. فكر مى كنید مشكلاتى كه الان از جنبه اقتصادى و فرهنگى در جامعه وجود دارند، با ادامه دولت آقاى احمدى نژاد در دوره بعد، كاسته مى شوند؟ چون به هر حال دغدغه اصلى اصولگرایان و علاقه مندان به انقلاب، بیش از آنكه مخالف خوانى هاى افراد بى تاثیر در جامعه باشد، وضعیت كلى نظام و انقلاب در میان مردم و جامعه است. تصور مى كنید وضعیت جامعه در صورت تداوم دولت آقاى احمدى نژاد به چه سمتى خواهد رفت؟ به نظرم كارهایى كه آقاى احمدى نژاد شروع كرده است، اگر یك دوره دیگر هم ادامه پیدا كند، بسیارى از مشكلات مردم حل خواهد شد. البته مشكلات اقتصادى، مشكلات جدى و فراوانى هستند. شما نگاه كنید الان در دنیا و در امریكا و اروپا با وجود آن همه متخصص، امكانات و ابزار، چگونه در برابر شرایط اقتصادى به وجود آمده تسلیم شده اند و نمى توانند كارى كنند. مشكلات اقتصادى به گونه اى هستند كه ما مى توانیم تلاش كنیم تا اوضاع را به سوى بهبود پیش ببریم، ولى اینكه هیچ مشكلى نداشته باشیم، ممكن نیست. از جنبه نفوذ و ثبات انقلاب چنین به نظر مى رسد كه هیچ گاه كشور به این جایگاه نرسیده بود. آن فاصله اى كه قبلا بین مسوولان و مردم وجود داشت، به قدرى كم شده كه انسان احساس مى كند مردم به مسوولان خود اعتماد زیادى دارند و دیگر آن ذهنیت ها وجود ندارد. مردم مى دانند كه مسوولان دارند شب و روز زحمت مى كشند، خودشان به فكر ثروت اندوزى و ولخرجى و زندگى پر زرق و برق نیستند، ساده زیست هستند. شاید به عنوان نمونه بتوانم به راه پیمایى ۲۲ بهمن پارسال اشاره كنم كه واقعا در طول این چند سال، هم از نظر كثرت و هم كیفیت جمعیت نظیر نداشت. در این راه پیمایى، اقشار مختلفى شركت داشتند كه كسى از آنها انتظار چنین حضورى را نداشت و این نشان مى داد كه ذهنیتشان نسبت به حاكمیت تغییر پیدا كرده است و این از آثار دولت آقاى احمدى نژاد است كه توانسته آن ذهنیت هاى منفى را تغییر بدهد. پیروزى هاى علمى و سیاسى دولت آقاى احمدى نژاد و كمتر شدن مشكلات اقتصادى مردم به یك طرف،از همه مهم تر آن فاصله اى را كه مردم بین خودشان و دولت احساس مى كردند، حالا كمتر احساس مى كنند. یكى از ایرادهایى كه به آقاى احمدى نژاد مى گیرند این است كه چرا از متخصصین استفاده نمى كند. حقیقتا جامعه داشت به سمت و سویى مى رفت كه گروهى از نخبگان مى خواستند مادام العمر بر كشور حكومت كنند. آقاى احمدى نژاد این هژمونى را شكست و اجازه داد بسیارى از دانشگاهیان و بسیارى از افراد طبقات عادى كه هیچ امیدى به حكومت نداشتند، وارد این عرصه شوند. اینها ممكن است تجربه كمترى داشته باشند، اما حضورشان ارزشمندتر از هژمونى حاكم بود. شكسته شدن این هژمونى باعث شد كه اقشار مختلفى به مشاركت در حكومت، از خود تمایل نشان دادند و از این رو دولت آقاى احمدى نژاد در ایجاد ثبات حكومت و نظام نقش بسیار مؤثرى داشته و خواهد داشت و در آینده هم خودش را بیشتر نشان خواهد داد. بخشى از دغدغه هاى دلسوزان نظام به مساله فرهنگ مربوط مى شود. گفته مى شود دولت آقاى احمدى نژاد فقط در جنبه سلبى حركت كرده، جلوى برخى از مفاسد فكرى و مظاهر انحراف فرهنگى را گرفته، بسیار مراقب بوده كه افراد ناباب وارد عرصه فرهنگ نشوند، ولى از جنبه اثباتى، ما تولید فرهنگى نداریم و صرفا داریم منع ایجاد مى كنیم، در حالى كه به موازات آن و حتى بیشتر باید براى دادن خوراك فكرى به جامعه، بسترسازى كنیم. خود من انتقاداتى نسبت به كمبود فعالیت هاى اثباتى فرهنگى دارم، ولى شما فقط یك كار آقاى احمدى نژاد را در نظر بگیرید. بنده به عنوان نماینده مجلس كه عضو كمیسیون تلفیق و كمیسیون فرهنگ بودم، ملاحظه كرده ام كه بودجه سازمان ها و نهادهاى فرهنگى چندین برابر شده و به همین دلیل توانستند در چند سال گذشته و مخصوصا پارسال مانورى بدهند و در سال جارى بهتر هم خواهد شد. این اقدام، عمل بسیار شایسته اى بود و نباید تاثیر آن را نادیده بگیریم. حال اگر نهادهاى فرهنگى توانایى هاى خود را به اثبات نرسانده اند و كارى را كه از آنها انتظار مى رفت، انجام نداده اند، باید غیر از دولت آقاى احمدى نژاد، از نهادهاى فرهنگى هم انتقاد كرد. نتیجه كارهاى آموزشى، تربیتى، تحقیقاتى، پژوهشى و امثالهم، دیرتر معلوم مى شود، ولى بنده امیدوارم كارهایى كه آقاى احمدى نژاد در این زمینه ها انجام و بودجه هایى كه به این اختصاص داده، به زودى خودشان را نشان خواهند داد. آقاى احمدى نژاد نسبت به فرهنگ خدمات بسیار مثبت و ارزنده اى كرده است.
یكى دیگر از دغدغه هاى مطرح در حوزه سیاسى بحث ایجاد تعامل با منتقدان فرهنگى و سیاسى است. گفته مى شود كه دولت به این مساله بى اعتناست. به نظر شما دولت باید در جذب بعضى از نخبگان فرهنگى و سیاسى در پیش بگیرد و آیا ادامه وضعیت فعلى به صلاح هست؟ من اعتقاد ندارم كه باید به نخبگان بى اعتماد و بى اعتنا بود و قطعا باید تجدیدنظرى در این زمینه بشود، خصوصا اینكه آقاى احمدى نژاد، شعار مهرورزى را یكى از شعارهاى محورى خود اعلام كرده بود كه گرچه در جنبه مردمى آن، تحقق پیدا كرد، اما در مورد نخبگان محقق نشد و در این مورد باید تجدیدنظرى بشود. با این همه به نظر من بسیارى از دیگراندیشان یا كسانى كه با حكومت رابطه اى نداشتند و یا حتى ذهنیت منفى نسبت به انقلاب داشتند، از جمله بخش زیادى از ایرانیان خارج از كشور كه به دلیل ناكار آمدى بعضى از بخش هاى حكومت، مهاجرت كردند، جذب نقش آفرینى مثبت این دولت شده اند. مى بینیم استقبال هایى كه در خارج از كشور از آقاى احمدى نژاد مى شود، سابقه نداشته و انسان تعجب مى كند كه آقاى احمدى نژاد به عنوان یك اصولگراى به قول خارجى ها افراطى و بنیادگرا، چطور این جور مورد استقبال ایرانیان خارج از كشور قرار مى گیرد. این نشانه آن است كه عملكرد آقاى احمدى نژاد توانسته این طیف را جذب كند. بعضى از آنها كه در كنگره ایرانیان خارج از كشور با من تماس گرفتند، گفتند هر نوع كمكى كه از نظر مالى، سیاسى و امكانات از دست ما برمى آید، در خدمت هستیم و من بسیار تعجب كردم تیپ هایى كه از نظر ما در این خط نبودند، مى خواستند به آقاى احمدى نژاد كمك كنند. این نشان مى دهد عملكرد دولت این جاذبه را ایجاد كرده است. متاسفانه بسیارى از نخبگان، خودشان را ملاك قرار مى دهند. اگر آقاى احمدى نژاد از من دعوت به كار كرد و برایم سلام وصلوات فرستاد، مى گویم احسنت! و اگر نكرد، انواع و اقسام انتقادات را بر ایشان وارد مى كنم.آقاى احمدى نژاد مگر در مجموع بیشتر از بیست تا وزیر و چند مشاور مى خواهد؟ عده اى از ما كه مدعى هستیم، سخن اصلى مان این است كه چرا ایشان، مرا وزیر نكرد؟بسیارى از این انتقادات ریشه در این دارد كه چرا وى مرا تحویل نگرفته و مخالفتشان، در واقع نوعى مخالفت شخصى است و منتقد رفتار ایشان با خودشان هستند، نه عملكردهاى وى.واقعیت این است كه وى نگاه خاصى به خواص دارد كه باید حتماً در آن تجدید نظر كند و ان شاءالله كه در چهار سال آینده، این كار را خواهد كردو با احترامى، دعوتى و ملاطفتى، سعى خواهد كرد از اینها براى خود، دشمن نسازد. به نظر من این انتقاد به آقاى احمدى نژاد وارد است و چند مرتبه هم كه خدمت ایشان بوده ام، این نكته را تذكر داده ام. الان هم امیدوارم كه در آینده در این نحوه برخورد تجدید نظر كنند. شما تا كنون از پذیرفتن نقشى اجرایى در دولت اجتناب كرده اید. براى اینكه این حمایت ها شائبه ایجاد نكند. بفرمایید كه در آینده قصد دارید پستى را قبول كنید؟ اولاً من نماینده مردم هستم و افتخارى هم بالاتر از نمایندگى مردم نیست و دوست هم ندارم مردمى را كه زحمت كشیده و پاى صندوق هاى راى آمده و به من راى داده اند رها كنم و كار دیگرى را انجام بدهم. از این گذشته، حضور من در مجلس بیشتر به نفع دولت خواهد بود تا عضویت من در هیئت دولت. از لحاظ روحى هم در شرایطى نیستم كه كار اجرایى را به عهده بگیرم و دارم به سوى دوران بازنشستگى مى روم. ما باید به تدریج كنار برویم و كارها را به نسل جوانى كه بهتر از ما هستند و تجربه و علم بیشترى هم دارند، واگذار كنیم. البته مى توانیم در انتقال تجربیات كمك كنیم و شاید توقعمان هم این باشد كه از تجربیات ما استفاده كنند، اما دیگر از ما گذشته كه انتظار پست و مقامى را داشته باشیم.
شما بیشتر رئیس مركز اسناد هستید یا نماینده مردم؟ بیشتر تلاش مى كنم كار نمایندگى را كه از لحاظ شرعى و قانونى پذیرفته ام، انجام بدهم، ولى دلم در گرو مركز اسناد است.
|